څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
به محفلی که دل آئینهٔ رضاطلبی ست نفس درازی اظهار پای بی ادبی ست خروش العطش ما نتیجهٔ طلب است وگرنه وادی الفت سراب تشنه لبی ست مئی ز خم نکشیدیم عذر حوصله چند تنک شرابی ما جرم شیشهٔ حلبی ست کسی که بخت سیه سایه برسرش افکند اگر به صبح زند غوطه آه نیم شبی ست اسیربخت سیه پیکری که من دارم به هرصفت که دهم عرضه آه نیم شبی ست به عالمی که نگاه تو نشئه توفان است زخویش رفتن ما موج بادهٔ عنبی ست خیال محمل تهمت به دوش سرمه مبند رم غزال تو وحشت غبار بی سببی ست دلت مقابل و آنگاه عرض یکتائی ثبوت وحدت آئینه خانه بوالعجبی ست عروج وهم ازین بیشتر چه می باشد که مرده ایم و نفس غرهٔ سحر لقبی ست نه ای حریف مذلت دل از هوس پرداز که آبروعرق شرم آرزوطلبی ست دلیل جوش هوسهاست الفت دنیا عجوز اگر خوشت آید ز علت عزبی ست به درس دل عجمی دانشم چه چاره کنم که مدعا ز نفس تا بیان شود عربی ست ز دور باش غرورتغافلش بیدل من و دلی که امیدش خروش زیرلبی ست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us