څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
زین گلستان درس دیدارکه می خوانیم ما اینقدر آئینه نتوان شدکه حیرانیم ما سنگ این کهسار آسایش خیالی بیش نیست از زمینگیری همان آتش به دامانیم ما عالمی را وحشت ما چون سحرآواره کرد چین فروش دامن صحرای امکانیم ما سینه چاک غیرتیم از ننگ همچشمی مپرس هرکه بر رویت گشاید چشم مژگانیم ما در نفس آئینهٔ گرد سراغ ماگم است نالهٔ حیرت خرام ناتوانانیم ما غیر عریانی لباسی نیست تا پوشدکسی ازخجالت چون صدا در خویش پنهانیم ما هرنفس باید عبث رسوای خودبینی شدن تا نمی پوشیم چشم ازخویش عریانیم ما مشت خاک ما جنون دار دو عالم وحشت است از رم آهو چه می پرسی بیابانیم ما بی طواف نازش از خود رفتن ما هرزه است رنگ می باید به گرد او بگردانیم ما در تغافلخانهٔ ابروی او چین می کشیم عمرها شد نقشبند طاق نسیانیم ما نقطه ای از سرنوشت عجزما روشن نشد چشم قربانی مگربر جبهه بنشانیم ما هرکه خواهد شبهه ای از هستی ما واکشد نامهٔ بی مطلب ننوشته عنوانیم ما نقش پا گل کرده ایم اما درین عبرتسرا هرکه در فکر عدم افتدگریبانیم ما چون نفس بیدل نسیم بی نشان رنگیم لیک رنگها پرواز دارد تا پرافشانیم ما



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us