څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست تو خود توئی به کجا رفته ای خیال تو چیست جهات دهر یک آغوش انس دارد و بس به جز سیاهی مژگان رم غزال تو چیست مبحیط عشق ندامت گهر نمی باشد جز این عرق که تو پیدائی انفعال تو چیست به عالم کروی ششجهت مساوات است چو آفتاب بقایت چه و زوال تو چیست به پیچ و تاب چو شمع از خودت برآمدنی درین حدیقه دگر ر بشهٔ نهال تو چیست مآل شاه و گدا ناامیدی ست اینجا شکستگی هوسی، چینی و سفال تو چیست گذشت عمر به پرواز وهم عنقایت دمی به خود نرسیدی که زیر بال تو چیست به روی پرتو مهر از خرام سایه مپرس تأملی که درین عرصه پایمال تو چیست جهان مطلقی از فهم خود چه می خواهی به علم اگر همه گردون شدی کمال تو چیست نبودی آمده ای نیستی و می آئی نه ماضئی و نه مستقبلی ست حال تو چیست به وهم چشمه چو آئینه خون مخور بیدل نمی برون نتراویده ای زلال تو چیست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us