څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
تنم ز بند لباس تکلف آزاد است برهنگی به برم خلعت خدا داد است نکرد زندگیم یکدم از فنا غافل ز خود فرامشی ئی من همیشه در یاد است هجوم شوق ندانم چه مدعا دارد ز سینه تا سرکویت غبار فریاد است چه نقشها که نبست آرزو به پردهٔ شوق خیال موی میان تو کلک بهزاد است مشو ز نالهٔ نی غافل ای نشاط ‌پرست که شمع انجمن عمر روشن از باد است حدیث زهد رها کن قلندری آموز چه جای دانهٔ تسبیح و دام اوراد است صفای سینه غنیمت‌ شمار و عشرت ‌کن که کار تیره‌ دلان چون غبار برباد است ز سایهٔ مژهٔ او کناره گیر، ای دل تو خسته بالی و این سبزه دست صیاد است غبار هستی من ناله می‌دهد بر باد دگرچه می‌کنی ای اشک وقت امداد است ز هست خویش مزن دم‌ که در محیط ادب حباب را نفس سرد خویش جلاد است به قید جسم سبکروح متهم نشود شرر اگر همه در سنگ باشد آزاد است نجات می ‌طلبی خامشی ‌گزین «بیدل» که در طریق سلامت خموشی استاد است



Last Update: January 18, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us