څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
سیرابی ازین باغ هوس یاس پرست است کو صبح و چه شبنم ز نفس شستن دست است پیچ و خم موج گهر بحر خیالیم این زلف هوس را نه گشاد است نه بست است چون گرد در این عرصه عبث دست نیازی تیغ ظفرت در خم ابروی شکست است بگذر ز غم کوشش مقصود معین تیر تو، نشان خواه ز ناصافی شست است چون نقش نگین مسند اقبال میارای ای خفته فروتر ز زمین این چه نشست است دون طبع ز اقبال جز ادبار چه دارد هرچند ببالد که سر آبله پست است محکوم قضا را چه خیال است سلامت گرشیشهٔ افلاک بود درکف مست است جز شبههٔ تحقیق درین بزم ندیدیم ما را چه گنه آینه تمثال پرست است دربار نفس نیست جز احکام گذشتن این قافله ها قاصد یک نامه به دست است ای غافل از آرایش هنگامهٔ تجدید هر دم زدنت آینهٔ صبح الست است بیدل دو سه دم ناز بقا، مفت هوسهاست ما صورت هیچیم و جز این نیست که هست است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us