څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
درپیچ و تاب گیسوتا شانه را عروسی ست سیر سواد زنجیر دیوانه را عروسی ست بی گریه نیست ممکن تعمیر حسرت دل تا سیل می خرامد ویرانه را عروسی ست دریا گهر فروش است از آرمیدن موج گرآرزوبمیرد فرزانه را عروسی ست عیش و نشاط امکان موقوف غفلت ماست تا ما سیاه مستیم میخانه را عروسی ست فیضی نمی توان برد تا دل به غم نسازد آتش زن و طرب کن کاین خانه را عروسی ست دل را بهار عشرت ترک خیال جسم است گرسر برآرد از خاک این دانه را عروسی ست بازار وهم گرم است از جنس بی شعوری در بزم خوابناکان افسانه را عروسی ست از لطف سرفرازان شادند زبردستان در خندهٔ صراحی پیمانه را عروسی ست زان نالهٔ که زنجیر در پای شوق دارد فرزانه را ندامت دیوانه را عروسی ست در سینه بی خیالت رقص نفس محال است تا شمع جلوه درد پروانه را عروسی ست بیدل چرا نسوزم شمع وداع هستی زان شوخ آشنایش بیگانه را عروسی ست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us