څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بسکه اجزایم چمن پروردهء نیرنگ اوست گر همه خونم بجوش شوخی آیدرنگ اوست کوه تمکینش بود هر جا بساط آرای ناز نالهء دلهای بی طاقت شرار سنگ اوست جوهر آئینهء وحدت برونست از عرض هر قدر صافی تصور کرده باشی زنگ اوست عشق آزاد است اما در طلسم ما ومن آمد ورفت نفس تمهید عذر لنگ اوست بی محبت زندگانی نیست جز ننگ عدم خاک کن بر فرق آن سازیکه بی آهنگ اوست جذبهء عشقست شرار از سنگ مئ آرد برون من باین وحشت گر از خود برنیایم ننگ اوست عمر ها شد حیرت از خویشم بجاءی میبرد آه از رهرو که مژگان جاده وفرسنگ اوست حسن از ننگ طرف با جلوه نپسندید صلح خلوت آئینهء ما عرصه گاه جنگ اوست بردلم افسون بی دردی مخوان ای عافیت شیشه ئی دارم که یاد نا شکستن اوست کیست زین گلشن برنگ وبوی معنی وارسد غنچه هم "بیدل" نمیداند چه گل در چنگ اوست



Last Update: February 7, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us