څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
چون حبابم الفت وهم بقا زنجیرپاست خانه بر دوش طبیعت را هوا زنجیر پاست درگرفتاریست عیش دل که مجنون تو را مطرب ساز طرب کم نیست تا زنجیر پاست چون کنم جولان به کام دل که با چندین طلب از ضعیفیها چواشکم نقش پا زنجیرپاست طاقتی کو تاکسی سر منزلی آرد به دست هرکجا رفتیم سعی نارسا زنجیرپاست مرد راکسب هنر دام ره آزادگی ست موج جوهرآب جوی تیغ را زنجیرپاست بی تأمل از مزار ما شهیدان نگذری خاک دامنگیر ما بیش از حنا زنجیر پاست خط پشت لب چو ابرو نیست بی تسخیر حسن معنی آزاد است اما سطرها زنجیر پاست ما زکوری اینقدر در بند رهبر مانده ایم چشم اگر بینا بود برکف عصا زنجیر پاست خاکساری نیز ما را مانع وارستگی ست تا بود نقشی به جا از بوریا زنجیرپاست قید هستی تا نشد روشن جنون موهوم بود آنکه ما راکرد با ما آشنا زنجیرپاست بر بساط پایهٔ وهم آنقدر تمکین مچین سلطنت را سایهٔ بال هما زنجیر پاست عالمی در جستجوی راحت از خود رفته است می روم من هم ببینم ناکجا زنجیر پاست بیخودان اول قدم زین عرصه بیرون تاختند ای جنون رحمی که ما را هوش ما زنجیرپاست بیدل از توصیف زلف وکاکل این گلرخان مقصد ما طوق گردن مدعا زنجیرپاست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us