څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
چون شمع اگر خلق پس و پیش گذشته ست تا نقش قدم پا به سر خویش گذشته ست در هیچ مکان رام تسلی نتوان شد زین بادیه خلقی به دل ریش گذشته ست گر راهروی براثر اشک قدم زن هستی ست خدنگی که ز هرکیش گذشته ست شاید ز عدم گل کند آثار سراغی ز دشت غبار همه کس پیش گذشته ست هر اشک که گل کرد ز ما و تو به راهی ست این آبله ها بر سر یک نیش گذشته ست روز دو دگر نیز به کلفت سپری گیر زین پیش هم اوقاف به تشویش گذشته ست شیخان همه آداب خرامند ولیکن زین قافله ها یکدو قدم ریش گذشته ست آدمگری از ریش بیاموزکه امروز هر پشم ز صد خرس و بز و میش گذشته ست ی پیر خرف شرم کن از دعوی شوخی عمری که کمش می شمری بیش گذشته ست زین بحرکه دور است سلامت زکنارش آسوده همین کشتی درویش گذشته ست سرمایه هوائی ست چه دنیا و چه عقبا از هرچه نفس بگذرد از خویش گذشته ست بیدل به جهان گذران تا دم محشر یک قافله آینده میندیش گذشته ست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us