څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بیتابی عشق این همه نیرنگ هوس ریخت عنقا پری افشاندکه توفان مگس ریخت مستغنی گشت چمن و سیر بهاریم بی بال و پریها چقدرگل به قفس ریخت از تاب و تب حسرت دیدار مپرسید دردیده چوشمعم نگهی پر زد و خس ریخت ازیک دو نفس صبح هم ایجاد شفق کرد هستی دم تیغی ست که خون همه کس ریخت روشنگر جمعیت دل جهد خموشی ست نتوان چو حباب آینه بی ضبط نفس ریخت دنباله دو قلقل مینای رحیلیم ین باده جنون داشت که در جام جرس ریخت بیدل ز فضولی همه بی نعمت غیبیم آب رخ این مایده ها، سیر و عدس ریخت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us