څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
جلوهٔ او داد فرمان نگاه آئینه را هاله کرد آخربه روی همچوماه آئینه را منع پرواز خیالت درکف تدبیر نیست ناکجا جوهر نهد بر دیدگاه آئینه را از شکست رنگ عجز اندود ماغافل مباش بشکند تمثال ما طرف کلاه آئینه را بسکه ما آزادگان را از تعلق وحشت است عکس ما چون آب داند قعر چاه آئینه را امیتاز جلوه از ما حیرت آغوشان مخواه دورگرد دیده می باشد نگاه آئینه را فرش نادانی ست هرجاآب ورنگ عشرتی ست ساده لوحی داد عرض دستگاه آئینه را گفتگو سیل بنای سینه صافی می شود امتحانی می توان کردن به آه آئینه را عرض هستی بر دل روشن غبار ماتم است ازنفسها خانه می گردد سیاه آئینه را این زمان ارباب جوهر دام تزویرند و بس می توان دانست آب زیرکاه آئینه را با صفای دل چه لازم اینقدر پرداختن جلوه بی رنگی ست اینجانیست راه آئینه را جز به جیب دل سراغ امن نتوان یافتن چون نفس از هرزه گردی کن پناه آئینه را بیدل اندر جلوه گاه حسن طاقت سوز اوست جوهر حیرت زبان عذرخواه آئینه را



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us