څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بس که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب رنگ نخجیر تو می گردد ز پهلوی کباب ناز اگرافسون نخواند مانع آن جلوه کیست در بنای وهم غیرآتش زن وبرخود بتاب جام نرگس گرمی شبنم به شوخی آورد پیش چشمت نیست غیر از حلقهٔ چشم پر آب در مقامی کز تماشایت گدازد هستی ام عرض خجلت دارد ایجاد عرق از آفتاب واصلان را سودها باشد ز اسباب زیان قوت پرواز می گیرد پر ماهی از آب از نشان و نام ما بگذر، خیالی پخته ایم خاتم گرداب نقشی نیست غیر از پیچ و تاب در عدم بیکاری ما شغل هستی پیش برد صنعت اوهام کشتی راند در موج سراب رفتم از خود آنقدرکان جلوه استقبال کرد گردش رنگم فکند آخر ز روی او نقاب ازگداز من عیار عشق می باید گرفت درعرق دارد جبین تا چشمهٔ خورشید، آب حسن و عشقی نیست اینجا با چه پردازدکسی خانهٔ لیلی سیاه و وادی مجنون خراب زندگی در قدر جمعیت نفهمیدن گذشت ای شعورت دورباش عافیت لختی بخواب عالم معنی شدیم وداغ جهل ازما نرفت ساخت بیدل علمهای بی عمل ما راکتاب



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us