څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
تا عرقناک از چمن آن شوخ بی پرواگذشت موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت وای بر حال کمند ناله های نارسا کان تغافل پیشه از معراج استغناگذشت ما به چندین کاروان حسرت کمین رهبریم شمع در شبگیر دود دل عجب تنهاگذشت محو دل شوتا توانی رستن از آفات دهر موج بی وصل گهر نتواند از دریاگذشت بسته ای احرام صد عقبا امل اما چه سود فرصت نگذشته ات پیش ازگذشتنهاگذشت بی نشانی در نشان پر می زند هشیار باش گر همه عنقا شوی نتوانی از دنیاگذشت آبله مخموری واماندگیهایم نخواست زین بیابان لغزشم آخر قدح پیماگذشت گر برون آیم ز فکر دل اسیر دیده ام عمر من چون میبه بند ساغر و میناگذشت بر غنا زد احتیاج خست ابنای دهر تنگدستی در عزیزان ماند لیک از ماگذشت عافیتها بسکه بود آن سوی پرواز امل کرد استقبال امروزی که از فرداگذشت گرزدنیا بگذری تشویش عقبا حایل است تا ز خود نگذشته ای می بایدت صد جاگذشت بیدل از رنگ شکست شیشه ای خندیده است کز غبارش ناله نتواند به سعی پاگذشت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us