څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بر طاق نه تبخیر جاه و جلال را چینی سلام کرد به یک مو سفال را عالم ز دستگاه بقا طعمهٔ فناست چون شمع ریشه می خورد اینجا نهال را پرگشتن و تهی شدن از خوابش عالمی است آئینه کن عروج ونزول هلال را بر شیشه های ساعت اگر وارسیده ای دریاب گرد قافلهٔ ماه و سال را محکوم حرص و پاس مراتب چه ممکن است با شرم کار نیست زبان سؤال را تصویر حسن و قبح جهان تاکشیده اند بر رنگ دیده اند مقدم زگال را یاران درین چمن به تکلف طرب کنید اینجا خضاب هم شب عیدی ست زال را طاووس ما اگر نه پرافشان ناز اوست رنگ پریدة که چمن کرد بال را در درسگاه صنع ز تعطیل ما مپرس با شغل خانه نسبت خشکی ست نال را مه شد هزار بار هلال و هلال بدر دیدیم وضع عالم نقص وکمال را خارا حریف سعی ضعیفان نمی شود صدکوچه است در بن دندان خلال را شاید خطی به نم رسد ازلوح سرنوشت جهدی ست با جبین عرق انفعال را بیدل به سرهه نسبت هرکس درست نیست مژگان شمردن است زبانهای لال را



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us