څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
چنین که عمر تاملگر شتاب گذشت هوای آبله ئی آن جلوه از نقاب گذشت بچشم بند جهان چه سحر پرد ازیست که بی حجابی آن جلوه از نقاب گذشت بهر طرف نگرم دود دل پرافشانست کدام سوخته زین وادی خراب گذشت کسی بچارهء تسکین ما چه پر دازد که تا بداغ رسیدیم ماهتاب گذشت ز مصرع نفس واپسین عیان گردید که ما ز هر چه گذشتیم انتخاب گذشت سیاه کار فضولی مخواه موی سفید کفن جو پرده درد باید از خضاب گذشت صفا کدورت زنگار جسم نزد اید ز سایه کس نتواند در آفتاب گذشت ز خود تهی شو و از ورطهء خیال برای بآن کنار همین کشتی از سراب گذشت بعیش غفلت عمریکه نیست کس نرسد فغان که فرصت تعبیر هم بخواب گذشت ز سوز سینه ام آگه که کرد محفل را که اشک دود شدو از سر کباب گذشت ندانم از چه غرض بال فرصت افشاندم شرر بیانیم از حاصل جواب گذشت بودای ئی که نفس بود رهبر (بیدل) همین تامل رفتن گران رکاب گذشت



Last Update: January 30, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us