څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
همه عمر با تو قدح زدیم و نرفت رنج خمارما چه قیامتی که نمی رسی زکنار ما به کنار ما چو غبار ناله به نیستان نزدیم گامی از امتحان که ز خودگذشتن مانشد به هزارکوچه دچارما چقدر ز خجلت مدعا زده ایم بر اثر غنا که چورنگ دامن خاک هم نگرفت خون شکارما همه را به عالم بخودی قدحی ست از میعافیت سر و برگ گردش رنگ ببین چه خطی کشد به حصار ما دل ناتوان به کجا برد الم تردد عاجزی که چو سبحه هرقدم اوفتد به هزار آبله کار ما به سواد نسخهٔ نیستی نرسید مشق تأملت قلمی به خاک سیاه زن بنویس خط غبار ما صف رنگ لاله بهم شکن میجام گل به زمین فکن به بهار دامن ناز زن ز حنای دست نگار ما به رکاب عشرت پرفشان نزدیم دست تظلمی به غبار می رود آرزو نکشیده دامن یار ما نه به دامنی ز حیا رسد نه به دستگاه دعا رسد چورسد به نسبت پا رسدکف دست آبله دار ما چو خوش است عمر سبک عنان گذرد ز ما و من آنچنان که چو صبح در دم امتحان نفتد بر آینه بار ما چمن طبیعت بیدلم ادب آبیار شکفتگی زده است ساغررنگ وبو به دماغ غنچه بهار ما



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us