څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
الهی پاره ای تمکین رم وحشی نگاهان را به قدر آرزوی ما شکستی کج کلاهان را به محشرگر چنین باشد هجوم حیرت قاتل چو مژگان بر قفا یابند دست دادخواهان را چه امکان است خاک ما نظرگاه بتان گردد فریب سرمه نتوان داداین مژگان سیاهان را رعونت مشکل است از مزرع ما سربرون آرد که پامالی بود بالیدن این عاجزگیاهان را گواهی چون خموشی نیست بر معمورهٔ دلها سواد دلگشائی سرمه بس باشد صفاهان را زشوخیهای جرم خویش می ترسم که در محشر شکست دل به حرف آرد زبان بیگناهان را توان زد بی تأمل صد زمین و آسمان برهم کف افسوس اگر باشد ندامت دستگاهان را نشانها نقش بر آب است در معمورهٔ امکان نگین بیهوده در زنجیر دارد نام شاهان را درین گلشن کهٔکسر رنگ تکلیف هوس دارد مژه برداشتن کوهی است استغنا نگاهان را صدائی از درای کاروان عجز می آید که حیرت، هم به راهی می بردگم کرده راهان را مزاج فقر ما باگرم وسرد الفت نمی گیرد هوائی نیست بیدل سرزمین بی کلاهان را



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us