څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
برگ طربم عشرت بی برگ و نوائی ست چون آبله بالیدنم از تنگ قبائی ست در قافلهٔ بی جرس مقصد تسلیم بی طاقتی نبض طلب هرزه درائی ست کو شور جنونی که اسیران ادب را در دام و قفس حسرت یک ناله رهائی ست فرش در دل باش کزین گوشهٔ الفت هرجا روی از آبلهٔ پاکف پائی ست آرایش گل منت مشاطه ندارد بی ساختگی های چمن حسن خدائی ست خلوتگه وصل انجمن آرای دوئی نیست هشدارکه اندیشهٔ آغوش جدائی ست تا رنگ قبولی به دل از نقش تمناست گر خود همه آئینه شوی کارگدائی ست ای خاک نشین کسب ادب مفت سفالت اندیشهٔ چینی مکن این جنس خطائی ست آنجاکه گل حسن حیاپرور نازست سیر چمن آینه هم دیده درائی ست فریادکه یک عمر غبارنفس ما زد بال و ندانست که پروازکجائی ست کو صبروچه طاقت که به صحرای محبت در آبله پاداری و در ناله رسائی ست اندیشه چمن طرح کن سجدهٔ شوقی ست امروز ندانم کف پای که حنائی ست چون اشک من و دوش چکیدن چه توان کرد سرمایهٔ اول قدمم آبله پائی ست مجموعهٔ امکان سخنی بیش ندارد بیدل مرو از راه که این ساز نوائی ست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us