څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت تیغ برقی بود هستی آمد و از سر گذشت وحشتی زین بزم چون شمعم به خاطر درگذشت چین دامن آنقدرها موج زد کز سرگذشت بربنای ما فضولی خشت تمکینی نچید آرزو چون فربهی زین پهلوی لاغرگذشت امتحان هرجا عیار قدر رعنائی گرفت سرنگونی صد سر و گردن ز ما برتر گذشت آب آب گوهر، آتش آتش یاقوت شد هرچه آمد بر سر ما از گذشتن درگذشت یافتم آخر ز مقصدکوشی توفیق عجز لغزش پائی که پروازش به ز یر پرگذشت قدر بحر رحمت از کم همتی نشناختیم از غرور خشکی دامن جبینها ترگذشت عبرتی می خواست مخمور زلال زندگی آب شد آئینه و از چشم اسکندرگذشت مشق اسرار دبستان ادب پر نازک ست نام لغزش تا نوشتی خامه از مسطر گذشت می چکد خون دو عالم از نگاه واپسین بیخبر از خود مگو می باید از دلبر گذشت سخت بیرن است شوق از ساز وحشتها مپرن عمر پروازم به جست و جوی بال و پر گذشت می روم بی دست و پا چون شمع و از هر عضو من آبله گل می کند، تا عرضه دارد سرگذشت با دل جمعم کنون مأیوس باید زبستن سیر دریا دور موجی داشت از گوهر گذشت ضعف بیمار محبت تا کجا دارد اثر ناله هم امشب به پهلوی من از بستر گذشت بیدل از جمعیت دل بی نیاز عالمم گوهر از یک قطره پل بستن ز دریا در گذشت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us