څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
خاک غربت کیمیای مردم نیک اختر است قطره درگرد یتیمی خشک چون شدگوهراست موج شهرت درکمین خامشی پر می زند مصرع برجسته آهنگی زتار مسطراست زشتی اعمال دارد برق نفرین در بغل شاهد حسن عمل را جوش تحسین زیور است منصب گوهرفروشی نیست مخصوص صدف هر نوائی کز لب خاموش جوشدگوهر است از مآل جستجوهای نفس آگه نی ام اینقدر دانم که سیر شعله تا خاکستر است مهر خاموشی ست چون آئینه سرتا پای من گر به عرض گفتگوآیم زبانم جوهر است این معما جز دم تیغ تو نگشایدکسی کز هزاران عقده ام یک عقدهٔ سودا، سر است می خروشد عشق واز هم می گدازد پیکرم نعرهٔ شیر، این نیستان را، به آتش رهبر است گر مرا اسباب پروازی نباشدگو مباش طایر رنگم شکست خاطرم بال و پر است همچو شبنم در طلسم دامگاه این چمن مرغ ما را فیض آب و دانه ازچشم تر است راحت جاوید فقر از جاه نتوان یافتن خاک ساحل قیمت خودگر شناسدگوهر است کعبه جو افتاد شوخیهای طاقت ورنه من هرکجا از پا نشینم آستان دلبر است جوش دانش اقتضای صافی دل می کند خانهٔ آئینه را جاروب زلف جوهر است مرگ را در طینت آسوده طبعان راه نیست آتش یاقوت بیدل ایمن از خاکستر است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us