څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
پرتو آهی ز جیبت گل نکرد ای دل چرا همچو شمع کشته بی نوری درین محفل چرا مشت خون خود چوگل باید به روی خویش ریخت بی ادب آلوده سازی دامن قاتل چرا خاک صد صحرا زدی آب از عرقهای تلاش راه جولان هوس کامی نکردی گل چرا منزلت عرض حضوراست ومقامت اوج قرب نور خورشیدی به خاک تیرهٔ مایل چرا سعی آرامت قفس فرسودة ابرام کرد سر نمی دزدی زمانی در پر بسمل چرا چون سلیمان هم گره بر باد نتوانست زد ای حباب این سرکشی بر عمر مستعجل چرا نیست از جیب تو بیرون گوهر مقصود تو بی خبر سر می زنی چون موج بر ساحل چرا جلوه گاه حسن معنی خلوت لفظ است و بس طالب لیلی نشیند غافل ازمحمل چرا تا به کی بی مدعا چون شمع باید رفتنت جادهٔ خود را نسازی محو در منزل چرا بر دو عالم هر مژه برهم زدن خط می کشی نیست یک دم نقش خویش از صفحه ات زایل چرا جود اگر در معرض احسان تغافل پیشه نیست می درد حاجت گریبان از لب سایل چرا گوهر عرض حباب آئینه دار حیرت است ای طلبم دل عبث گل کرده ای بیدل چرا



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us