څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
درین گلشن دو روزت خنده کاریست مبادا غره گردی گل بهاری ست برافشان بر هوس دامان و بگذر که در جیب نفس نقد نثاری ست هم از بست وگشاد چشم دریاب که اجزای جهان لیل و نهاری ست ودیعتها ز سر باید اداکرد به ره گر پاگذاری حقگزاری ست حریف پاکبازان وفا باش که جز سر هرچه بازی بدقماری ست به صد دست حمایت بایدت سوخت چراغ زندگی یک سر چناری ست ز خاکستر امان می جوید آتش چوهستی باکفن جوشد حصاری ست هنوزت دیده کم دارد سفیدی زمان وصل یوسف انتظاری ست حذر، ای شمع از این محفل که اینجا بقدر سر بریدن سرشماری ست من و ما نسخهٔ تحقیق هستی خطی داردکه آن لوح مزاری ست جهان مجنون سودای نقاب است ازین غافل که لیلی بی عماری ست مباشید از خواص جاه غافل بجنگید ای خروس آن تاجداری ست وقار پیری ازگردون مجوئید که طفلی عاشق دامن سواری ست چه فقر وکو غنا عام است رحمت ز خشک وتر مگو چشمه ساری ست غبارت چون سحرگر اوج گیرد فلکها پایمال خاکساری ست به هستی بیدل مفلس چه لافد ز قلقل شیشهٔ بی باده عاری ست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us