څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
زندگی سد ره جولان ماست خاک ما گل کرده ی آب بقاست با چنین بی دست و پائی های عجز بسمل ما را تپیدن خونبهاست هرکجا سرو تو جولان می کند چشم ما چون طوق قمری نقش پاست خاک گشتیم و همان محو توایم آینه رفت زخود و حیرت بجاست مفت راحت گیر نرمیهای طبع سنگ چون گردد ملایم مومیاست شکوه سامانند، بی مغزان دهر مایهٔ جام از تهیدستی صداست این صدفها یک قلم بی گوهرند عالمی دل دارد اما دل کجاست از ضعیفی ، صید مایوس مرا حلقهٔ فتراک محراب دعاست در شرر آئینهٔ اشیا گم است ابتدای هرچه بینی انتهاست بابد ول گامعط از هستی گذشت جاده دشت محبت اژدهاست می فزاید وحشت انداز کمند ناله در نایابی مطلب رساست یاد روی کیست عیدگریه ا م طفل اشکم صد جمن رنگین قباست گل فرو ش نازم از بیحاصلی پنجهٔ بیکار دایم در حناست بیدل از آفت نصیبان دلیم خون شدن معراج طاقتهای ماست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us