څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
تیره‌ بختی چون هجوم آرد سخن مهر لب است سرمهٔ لاف جهان ‌گل ‌کردن دود شب است احتیاج ما سماجت پیشهٔ اظهار نیست آنچه ما گم ‌کرده‌ ایم از عرض مطلب‌، مطلب است تا چکیدن اشک را باید به مژگان ساختن چون روان شد درس طفل ما برون مکتب است من کیم تا در طلب چون موج بربندم‌ کمر یک نفس جانی‌ که دارم چون حبابم برلب است رنج مهمیزی نمی‌خواهد سبک جولانیم همچو بوی گل همان تحریک آهم مرکب است امتحان کردیم در وضع غرور آرام نیست شعله از گردنکشی سرگشتهٔ چندین تب است کینه ‌اندوزی ندارد صرفهٔ آسودگی عقدهٔ دل چون به هم پیوست نیش عقرب است بی‌ نیازان را به سیر و دور اختر کار نیست آسمان اوج همت سیر چشم از کوکب است طاعت مستان نمی ‌گنجد به خلوتگاه زهد دامن صحرا مصلای نماز مشرب است موج این دریا تکلف ‌پرورگرداب نیست طینت آزاد بیرون تاز وهم مذهب است دل به صد چاک جگر آغوش فیضی وا نکرد صبح ما غفلت سرشتان شانهٔ زلف شب است همچو عکس آئینه ‌زار دهر را سرمایه ‌ام رفتن رنگم تهی ‌گردیدن صد قالب است ناله ‌ام بیدل به قدر دود دل پر می ‌زند نبض ‌را گر اضطرابی هست در خورد تب ‌است



Last Update: January 18, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us