څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بسکه سودای تو ام سر تا بپا زنجیر پاست موی سر چون دود شمعم جمع بازنجیر پاست اشکم وبر انتظار جلو ئی پیچیده ام یاد آن گل شبنم شوق مرا زنجیر پاست همتی ای ناله تا دام تعلق بکسلیم یعنی از خود میرویم ورهنما زنجیر پاست عالم تسخیر الفت هم تماشا کرده نی است جلوه اش را حاقهای چشم ما زنجیرپاست ما سبک روحان اسیر سادگیهای دلیم عکس را در آئینه موج صفا زنجیر پاست از شکست دل چه میپرسی که مجنون مرا نقش پا هم ناله فر سود است تا زنجیر پاست تا نفس باقیست باید با عاقلان ساختن خضر را هم الفت آب بقا زنجیر پا ست بیشتر در طبع پیران آشیان دارد امل حرص سود ا پیشه را قد دو تا زنجیر پاست آنقدر وسعت مچین کز خویش نتوانی گذشت ای هوس پیرایه دامان رسا زنجیر پاست غافل از قید هوس دارد بجا افسردنت اندکی بر خیز تا بینی چها زنجیر پاست آشیان ساز تماشا خانهء بیرنگیم شبنم ما را همان طبع هوا زنجیر پاست اینقدر بی اختیار از اختیار افتاده ایم دست ما بر دست ما سنگ است زنجیر پاست "بیدل" از کیفیت ذوق گرفتاری مپرس من سری دزدیده ام در هر کجا زنجیر پاست



Last Update: March 2, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us