څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
سوخت دل در محفل تسلیم و از جا برنخاست شمع را آتش ز سر برخاست ازپا برنخاست در تماشاگاه عبرت پر ضعیف افتاده ایم بی عصا هرچند مژگان بود از ما برنخاست می رود خلق از خود و برجاست آثار قدم عالمی عنقا شد وگردی ز عنقا برنخاست تا به قصرکبریا چندین فلک طی کردن ست نردبانی چند بیش آنجا مسیحا برنخاست آسمان هم اعتباری دارد از آزادگی کرکسی برخاست از دنیا ز دنیا برنخاست بیدماغی دیگر است و عرض همتها دگر از جهان زینسان که دل برخاست گویا برنخاست پا به سنگ و دعوی پرواز ننگ اگهی ست نام هرگز جز در افواه از نگینها برنخاست ما و من از صاف طبعان انفعال فطرت است تا فرو ناورد سر، قلقل ز مینا برنخاست تهمت وضع غرور از ناتوانی می کشیم ناله تعظیم غم دل بود از ما برنخاست دامن دل از غبار آه چین پیدا نکرد از تلاش گربادی چند صحرا برنخاست بیدل از نشو و نمای ما کسی آگاه نیست آبله نبر قدم فرسوده شد پا برنخاست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us