څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
کو خلوت و چه انجمن آثار جاه اوست هرجا مژه بلندکنی بارگاه اوست دل را برون زخود همه یک گام رفتنی ست گر برق ناله نیست نگه شمع راه اوست اقبال خاکسار محبت ز بس رساست گرد شکسته نیز درتن ره کلاه اوست ای بی خبر ز صافدلان احتراز چیست زنگی ست آنکه آینه روز سیاه اوست تا راه عافیت سپری مشق عجزکن آتش همان شکستن رنگش پناه اوست از ریشه کاریِ دل وحشت ثمر مپرس هرجا، ز خود برآمده ای هست آه اوست زان دم که مه به نسبت رویت مقابل است باریکی هلال لب عذرخواه اوست مشکل که دل شکیبد از آئینه داریش خورشید هم ز هاله پرستان ماه اوست حسرت شهیدی ام به هوس داغ کرده است در خاک و خون سری که ندارم به راه اوست امشب عیار حسرت بیدل گرفته ایم هر اشک بوته ای زگداز نگاه اوست



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us