څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
چه خوش است اگر بود آنقدر هوس بلندی منظرت که برآن مکان چو قدم نهی خم گردشی نخورد سرت به دو روزه مهلت این قفس دلت آشیانهٔ صد هوس نه ای آگه از تپش نفس که چه بیضه می شکند پرت همه راست جادهٔ پیچشی همه راست خجلت گردشی توچنان مروکه ز لغزشی به کجی زند خط مسطرت چوگل از طبیعت بی نشان به خیال دشتی آشیان به برهنگی زدی این زمان که دمید پیرهن از برت چو حباب غیرلباس تو چه توقع وچه هراس تو نه تو مانی و نه قیاس تو، چوکشند جامه زپیکرت نه عروج نغمهٔ قدرتی نه دماغ نشئهٔ فطرتی چو غباز واعظ عبرتی و هواست پایهٔ منبرت به دماغ افشرهٔ عنب مپسند این همه تاب وتب که ز سیر انجمن ادب فکند به عالم دیگرت زفسون مطرب و چنگ آن مکش آنقدر اثر فغان که به فهم نالهٔ عاجزان کند التفات هوس گرت غم قدر بیهده خوردنی همه سکته دارد و مردنی حذر از بلای فسردنی که رسد ز منصب گوهرت طلبی گرازتوبه جا رسد، به سر اوفتد چو به پا رسد سرآرزوبه کجا رسد زدماغ آبله ساغرت ز سواد نسخهٔ خشک وتربه کلام بیدل ما نگر که به حیرت چمن اثر، شود آب آینه رهبرت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us