څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بسکه از طرز خرامت جلوهٔ مستانه ریخت رنگ از روی چمن چون باده ازپیمانه ریخت حسرت وصل تو برد آسایش از بنیاد دل پرتوشمعت شبیخونی درین ویرانه ریخت فکر زلفت سینه چاکان را ز بس پیچیده است می توان از قالب این قوم خشت شانه ریخت خاک صحرا موج می شد ازتپیدنهای دل چشم مستت خون این بسمل عجب مستانه ریخت گر غبار خاطر شمعی نباشد در نظر می توان صد صبح از خاکستر پروانه ریخت عالمی را سرگذشت رفتگان ازکار برد رنگ خواب محفل ما بیشتر افسانه ریخت کرد وحشت زین بیابان مدتی گمگشته بود گردباد امروز رنگ صورت دیوانه ریخت ظالم از بی دستگاهی نیست بی تمهید ظلم در حقیقت اره شمشیر است چون ندانه ریخت سخت پابرجاست دور نشئهٔ مخموری ام چون کمانم باید از خمیازه رنگ خانه ریخت هرکجا بیدل مکافات عمل گل می کند دیدهٔ دام از هجوم اشک خواهد دانه ریخت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us