څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
بفکر دل لبم از ربط قیل وقال گذشت چسان نفس کشم آئینه در خبال گذشت کجاست تاب از خود رفتن که چون یاقوت بعرض گردش رنگم هزار سال گذشت بهار یاس زسامان بی نیازیها چه مایه داشت که بالیدن از نهال گذشت خمی بدوش ادب بند وسیر ادب کن ز آسما بهمین نردبان هلال گذشت طریق فقر جنون تازیء دگر دارد دلیلدحاجت ومی باید از سوال گذشت عرق از جبههء ما بی فنا نشد زائل فغان که عمر چو شبنم باتفعال گذشت ز هیچ جلوه بتحقیق چشم نگوشودیم شهود آئینه در عالم مثال گذشت خمش نوائی موج تکلم از لب یار اشارتیست که نتوان ازین زلال گذشت بعالمیکه ز پرواز کار نکشاید توان چو رنگ بسعی شکست بال گذشت بفکر نسیهء موهوم نقد نیزئنماند مگرس در غم مستقبلم چه حال گذشت دلم ز خجلت بی ظرفی آب شد "بیدل" بیاد باده تریها ازین سفال گذشت



Last Update: March 10, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us