څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
رزق خلوتگه اندیشهٔ روزی خوار است دانه هرگاه مژه بازکند منقار است قطرهٔ ما نشد آگاه تامل ورنه موج این بحر گهرخیز گریبان زار است الفت جسم صفای دل ما داد به زنگ آب این آینه یکسر عرق گلکار است طرف دامان تعلق ز خراش ایمن نیست مفت دیوانه که صحرای جنون بی خار است از کج اندیشی دل وضع جهان دلکش نیست غم تمثال مخور آینه ناهموار است بر تعین زده ای زحمت تحقیق مده سر سودائی سامان به گریبان بار است در بهاری که سر و برگ طرب رنگ فناست دست بر سر زدنت به زگل دستار است ادب آموز هوستازی غفلت پیری ست سایه را پای به دامن ز خم دیوار است رنگها بال فشان می رود و می آید این چمن عالم تجدید کهن تکرار است ای ندامت مد د ی کز غم اسباب جهان دست سودن هوسی دارد و پُر بیکار است بیدل از زندگی آخر نتوان جان بردن رنگ این باغ هوس آتش بی زنهار است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us