څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
نظر برکجروان از راستان بیش است گردون را که خاتم بیشتر دردل نشاند نقش واژون را شهیدم لیک می دانم که عشق عافیت دشمن چو یاقوتم به آتش می برد هر قطرهٔ خون را در آغوش شکنج دام الفت راحتی دارم خیال زلف لیلی سایهٔ بیدست مجنون را گر از شور حوادث آگهی سر درگریبان کن حصار عافیت جز خم نمی باشد فلاطون را نه تنها اغنیا را چرخ برمی دارد از پستی زمین هم لقمه های چرب داندگنج قارون را شعور جسم زنجیریست در راه سبکروحان که چون خط نقش بندد، پای رفتن نیست مضمون را دل است آن تخم بیرنگی که بهر جستجوی او جگر سوراخ سوراخ است نه غربال گردون را به قدرکوشش عشق ست نعل حسن درآتش صدای ثیشهٔ فرهاد مهمیز است گلگون را خیال ماسوا فرش است دروحدتسرای دل درون خویش دارد خانهٔ آئینه بیرون را حوادث مژدهٔ امن است اگردل جمع شدبیدل گهرافسانه داندشورش امواج جیحون را



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us