څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است ناله گر بال کشد گردن مینای دل است نیست بی شور جنون، مشت غباری زین دشت ششجهت عرض پریشانی اجزای دل است دهرگو تنگتر از قطرهٔ خونم گیرد گره آبله میدان تپشهای دل است مسطر صفحهٔ آئینه همان جوهر اوست نفس سوخته هم جادهٔ صحرای دل است عشرت خانهٔ تاریک، ز روزن باشد زخم پیکان توام چشم تماشای دل است پشه تخم است به هرجا، ز دویدن واماند نفس از ضبط من و ماگهرآرای دل است راحت شیشه در آغوش شکست است اینجا صدف گوهر ما زخم طربزای دل است به که جزبرورق گل ننشیند شبنم بیشتر دست نگارین بتان جای دل است چون طلب سوخت نفس گریه روان می گردد اشک یکسر قدم آبله فرسای دل است بحر، بر موج گهر، حکم روانی می کرد گفت معذور که در دامن من پای دل است درد، مشکل که ازین دایره بیرون تازد آنچه در ای شکست آمده مینای دل است بیدل ازگرد هوس در قفس یاس مباش زنگ آئینه ات افسون تمنای دل است



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us