څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





ابوالمعانی بیدل





				
					
آخر سیاهی از سر داغم به در نرفت زین شب چوموی چینی امید سحر نرفت درهستی وعدم همه جا سعی مطلبی است از ریشه زیر خاک تلاش ثمر نرفت نومید اصل رفت جهانی به ذوق فرع تا وضع قطره داشت ز دریاگهر نرفت از بسکه تنگ بودگذرگاه اتفاق چون سبحه خلق جزبه سریکدگرنرفت بر شعله ها ز پردهٔ خاکستر است ننگ کاوارگی سری ست که در زیر پر نرفت از هیچ جاده منزل عشق آشکار نیست فرسود سنگ وپی به سراغ شررنرفت درکوچهٔ سلامت دل پا شمرده نه زین راه بی ادب نفس شیشه گر نرفت آنجاکه نامهٔ رم فرصت نوشته اند ما رفته ایم قاصد دیگر اگر نرفت گرمحرمی به ضبط نفس کوش کز ادب حرف به حق رسیده زلب پیشترنرفت زین خاکدان که دامن دلها گرفته است خلقی زخویش رفت و به جای دگرنرفت بر حرص پشت پا زدم اما چه فایده گردی فشانده ام که ز دامان تر نرفت بیدل ز دل غبار علایق نمی رود سر سوده شد چو صندل واین دردسر نرفت



Last Update: February 6, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us