څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





�������� ����������





				
					
من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت بلکه برق روی آن ساقی می و ميخانه سوخت گرچه مجنون خاک شد اندر غم ليلای خويش ليک در سودای شيرين کوهکن مردانه سوخت پير کنعان را نبپنداری که تنها داغ شد از غم يوسف زليخا با سر و سامانه سوخت ای جفاجو حال مرغ دل چه پرسان می کني شمع رخسار ترا تا ديد چون پروانه سوخت بسکه دل از رشک همچون زلف جانان تاب خورد در کف مشاطه آه آتشينم شانه سوخت آن حکايت های شيرين يک قلم از ياد رفت تا دچار عشق گشتم دفتر افسانه سوخت رحم نامد عاقلی را بر جنون آوارگان بر سر هشيارها آخر دل ديوانه سوخت اين دل ناشادم حاصل جز ندامت بر نداشت در زمين شوره زار بختم آخر دانه سوخت با بتان شعله خو از بسکه جوشيد عشقری برهمن وار عاقبت در بين آتشخانه سوخت



Last Update: December 23, 2013


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us