څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صالحه وهاب واصل





				
					
آخرین نفس نیامدی که مرا زندگانی زندان شد شکیب از حد والا گذشت و افغان شد به سوگ نامدنت گل نشست و شاخه شکست بهارعمر چو پائیز برگ ریزان شد چمن که طلعت حسن ترا بیاد آورد کشید آه و دو چشمش ز گریه طوفان شد به باد از تو و از قصه های تو گفتم به گِرد ابرِ غمت رفته اشکِ باران شد تو ای حبیب تو ای کعبه ام کجا رفتی؟ که بی تو باغ بهشت این دمم بیابان شد غزل نوشتم و دادم بدست موجِ هوا خموش گشت و ز بیتابی ام پریشان شد درین سکوتِ خیالت نشسته ام تنها به عمق سینۀ من رازِعشق تو جان شد ستاره آمد و با من به همرهی بنشست ز بس شنید ز من زآمدن پشیمان شد شکست بال قلم زیر دستِ بیتابی زبان به غیر تو از هر کی گفت هذیان شد سیاهِ چشم مرا اشکِ فرقت تو زُدُود نگاه بر سر راه تو خَست و بیجان شد به هر کی دید مرا وصف روی تو گفتم ز من شنید، ز خود رفت و مست و حیران شد ز انتظار دگر آمدم به جان «واهِب» بیا بیا که دگرعمر من به پایان شد 17-01-2011 مربوط مجموعۀ اولی به نام (مروارید گمشده)



Last Update: February 13, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us