څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صالحه وهاب واصل





				
					
باران غبار عرش بیرون کرد گوهر دانۀ باران بَه بَر زآئینــــه دارد دل تن فرزانۀ باران به هر چرخش ز گِردش میزداید تیرگی ها را هویدا میشود از پرده ها نَمخانۀ باران به پرواز خودی پَر میگشاید فارغ از کثرت غزل در بیخودی ها میسراید دانۀ باران به بزم گِردبادان و به جشن پُرغریــوِ رعد شراب هستی بارد بین ز لب پیمانۀ باران چراغ آرزو در دستِ ابرِ تیره و هردم به هرجا میرسد گیرد سراغِ خانۀ باران گدازی داشت اندر خلوت دل زآتش جانش هزاران شعله سر زد از دل دیـوانۀ باران ز هر سو میرسیـد او راغم و اندوه و بیتابی ولی از عشق گنجی است روی شانۀ باران ز تفسان جنون، شد پای بوس عالم بالا حبابی بود روز وصل اصلش خانۀ باران بیا «واهِب» که چشمت اشک حسرت در نهان دارد قدح بردار و شو چون ساقی ئی مستانۀ باران 23-03-2010 مربوط مجموعۀ اولی به نام (مروارید گمشده)



Last Update: February 13, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us