څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





صالحه وهاب واصل





				
					
آتش بربادی خون سمن به تیغ ستم ظالمانه ریخت اشک چمن ز چشم صبا محرمانه ریخت خشکیده خنده تا که به لبهای نسترن باران غم ز ابر الم دانه دانه ریخت مه خورده تیر ظلمت شب؛ ذره ذره شد اشک ستاره گشته و بر هر کرانه ریخت انسانیت که جوهر الطاف ایزدست شد ننگ و از نهاد بشر این زمانه ریخت فریاد درد تا نفسم را زند گِرِه باران سنگ؛ بغض گلو بی بهانه ریخت بردشت و کوه و دامن و صحرای میهنم دردِ بزرگ، مرثیه¬ها در ترانه ریخت از بس شکنجه دید زمین سینه چاک کرد خونآبه جای آب به کِشتش چو دانه ریخت فریاد برنخاسته از ژرف سینه اش تیرِ سکوت بال و پرش در نشانه ریخت «واهِب» چرا خوشی دگرت نیست در نهاد اندوه مگر به روی دلت جاودانه ریخت؟ 26-06-2010 مربوط مجموعۀ اولی به نام (مروارید گمشده)



Last Update: February 13, 2017


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us