څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
گفت پیغامبر که معراج مرا نیست بر معراج یونس اجتبا آن من بر چرخ و آن او نشیب زانک قرب حق برونست از حساب قرب نه بالا نه پستی رفتنست قرب حق از حبس هستی رستنست نیست را چه جای بالا است و زیر نیست را نه زود و نه دورست و دیر کارگاه و گنج حق در نیستیست غرهی هستی چه دانی نیست چیست حاصل این اشکست ایشان ای کیا مینماند هیچ با اشکست ما آنچنان شادند در ذل و تلف همچو ما در وقت اقبال و شرف برگ بیبرگی همه اقطاع اوست فقر و خواریش افتخارست و علوست آن یکی گفت ار چنانست آن ندید چون بخندید او که ما را بسته دید چونک او مبدل شدست و شادیش نیست زین زندان و زین آزادیش پس به قهر دشمنان چون شاد شد چون ازین فتح و ظفر پر باد شد شاد شد جانش که بر شیران نر یافت آسان نصرت و دست و ظفر پس بدانستیم کو آزاد نیست جز به دنیا دلخوش و دلشاد نیست ورنه چون خندد که اهل آن جهان بر بد و نیکاند مشفق مهربان این بمنگیدند در زیر زبان آن اسیران با هم اندر بحث آن تا موکل نشنود بر ما جهد خود سخن در گوش آن سلطان برد



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us