څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا بستان ز من شرابی که قیامتست حقا چه تفرج و تماشا که رسد ز جام اول دومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم را غم و مصلحت نماند همه را فرود راند پس از آن خدای داند که کجا کشد تماشا تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ خارا بده آن می رواقی هله ای کریم ساقی چو چنان شوم بگویم سخن تو بیمحابا قدحی گران به من ده به غلام خویشتن ده بنگر که از خمارت نگران شدم به بالا نگران شدم بدان سو که تو کردهای مرا خو که روانه باد آن جو که روانه شد ز دریا



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us