څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا هر ذره خاک ما را آورد در علالا سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی اشکوفهها شکفته وز چشم بد نهفته غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا ابرت نبات بارد جورت حیات آرد درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا ای عشق با توستم وز باده تو مستم وز تو بلند و پستم وقت دنا تدلی ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد سروت اگر بخوانم آن راستست الا سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد جز اصل اصل جانها اصلی ندارد اصلا خورشید را کسوفی مه را بود خسوفی گر تو خلیل وقتی این هر دو را بگو لا گویند جمله یاران باطل شدند و مردند باطل نگردد آن کو بر حق کند تولا این خندههای خلقان برقیست دم بریده جز خندهای که باشد در جان ز رب اعلا آب حیات حقست وان کو گریخت در حق هم روح شد غلامش هم روح قدس لالا



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us