څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
بریده شد از این جوی جهان آب بهارا بازگرد و وارسان آب از آن آبی که چشمه خضر و الیاس ندیدست و نبیند آن چنان آب زهی سرچشمهای کز فر جوشش بجوشد هر دمی از عین جان آب چو باشد آبها نانها برویند ولی هرگز نرست ای جان ز نان آب برای لقمهای نان چون گدایان مریز از روی فقر ای میهمان آب سراسر جمله عالم نیم لقمهست ز حرص نیم لقمه شد نهان آب زمین و آسمان دلو و سبویند برونست از زمین و آسمان آب تو هم بیرون رو از چرخ و زمین زود که تا بینی روان از لامکان آب رهد ماهی جان تو از این حوض بیاشامد ز بحر بیکران آب در آن بحری که خضرانند ماهی در او جاوید ماهی جاودان آب از آن دیدار آمد نور دیده از آن بامست اندر ناودان آب از آن باغست این گلهای رخسار از آن دولاب یابد گلستان آب از آن نخلست خرماهای مریم نه ز اسبابست و زین ابواب آن آب روان و جانت آنگه شاد گردد کز این جا سوی تو آید روان آب مزن چوبک دگر چون پاسبانان که هست این ماهیان را پاسبان آب



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us