څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
کجاست مطرب جان تا ز نعرههای صلا درافکند دم او در هزار سر سودا بگفتهام که نگویم ولیک خواهم گفت من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا اگر زمین به سراسر بروید از توبه به یک دم آن همه را عشق بدرود چو گیا از آنک توبه چو بندست بند نپذیرد علو موج چو کهسار و غره دریا میان ابروت ای عشق این زمان گرهیست که نیست لایق آن روی خوب از آن بازآ مرا به جمله جهان کار کس نیاید خوش که کارهای تو دیدم مناسب و همتا چو آفتاب جمالت برآمد از مشرق ز ذره ذره شنیدم که نعم مولانا حلاوتیست در آن آب بحر زخارت که شد از او جگر آب را هم استسقا خدای پهلوی هر درد دارویی بنهاد چو درد عشق قدیمست ماند بی ز دوا وگر دوا بود این را تو خود روا داری به کاه گل که بیندوده است بام سما کسی که نوبت الفقر فخر زد جانش چه التفات نماید به تاج و تخت و لوا چو باغ و راغ حقایق جهان گرفت همه میان زهرگیاهی چرا چرند چرا دهان پرست سخن لیک گفت امکان نیست به جان جمله مردان بگو تو باقی را



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us