څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا که صبر نیست مرا بیتو ای عزیز بیا چه جای صبر که گر کوه قاف بود این صبر ز آفتاب جدایی چو برف گشت فنا ز دور آدم تا دور اعور دجال چو جان بنده نبودست جان سپرده تو را تو خواه باور کن یا بگو که نیست چنین وفای عشق تو دارم به جان پاک وفا ملامتم مکنید ار دراز میگویم بود که کشف شود حال بنده پیش شما که آتشیست که دیگ مرا همیجوشد کز او شکاف کند گر رسد به سقف سما اگر چه سقف سما ز آفتاب و آتش او خلل نکرد و نگشت از تفش سیه سیما روان شدست یکی جوی خون ز هستی من خبر ندارم من کز کجاست تا به کجا به جو چه گویم کای جو مرو چه جنگ کنم برو بگو تو به دریا مجوش ای دریا به حق آن لب شیرین که میدمی در من که اختیار ندارد به ناله این سرنا خموش باش و مزن آتش اندر این بیشه نمیشکیبی مینال پیش او تنها



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us