څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
نذر کند یار که امشب تو را خواب نباشد ز طمع برتر آ حفظ دماغ آن مدمغ بود چونک سهر باید یار مرا هست دماغ تو چو زیت چراغ هست چراغ تن ما بیوفا گر دبه پرزیت بود سود نیست صبح شود گشت چراغت فنا دعوت خورشید به از زیت تو چند چراغ ارزد آن یک صلا چشم خوشش را ابدا خواب نیست مست کند چشم همه خلق را جمله بخسپند و تبسم کند چشم خوشش بر خلل چشمها پس لمن الملک برآید به چرخ کو ملکان خوش زرین قبا کو امرا کو وزرا کو مهان بهر بلادالله حافظ کجا اهل علم چون شد و اهل قلم دیو نیابی تو به دیوان سرا خانه و تنشان شده تاریک و تنگ چونک ببردیم یکی دم ضیا گرد که بادش برود چون شود افتد بر خاک سیه بینوا چون بجهند از حجب خواب خویش بازبمالند سبال جفا اه چه فراموش گرند این گروه دانششان هیچ ندارد بقا زود فراموش شود سوز شمع بر دل پروانه ز جهل و عما بازبیاید به پر نیم سوز بازبسوزد چو دل ناسزا نذر تو کن حکم تو کن حاکمی بر شب و بر روز و سحر ای خدا



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us