څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را که سزا نیست سلحها بجز از تیغ زنان را چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را چه کند عورت مسکین سپر و گرز و سنان را چو میان نیست کمر را به کجا بندد آخر که وی از سنگ کشیدن بشکستست میان را زر و سیم و در و گوهر نه که سنگیست مزور ز پی سنگ کشیدن چو خری ساخته جان را منشین با دو سه ابله که بمانی ز چنین ره تو ز مردان خدا جو صفت جان و جهان را سوی آن چشم نظر کن که بود مست تجلی که در آن چشم بیابی گهر عین و عیان را تو در آن سایه بنه سر که شجر را کند اخضر که بدان جاست مجاری همگی امن و امان را گذر از خواب برادر به شب تیره چو اختر که به شب باید جستن وطن یار نهان را به نظربخش نظر کن ز میش بلبله تر کن سوی آن دور سفر کن چه کنی دور زمان را بپران تیر نظر را به مثر ده اثر را تبع تیر نظر دان تن مانند کمان را چو عدواید تو گردد چو کرم قید تو گردد چو یقین صید تو گردد بدران دام گمان را سوی حق چون بشتابی تو چو خورشید بتابی چو چنان سود بیابی چه کنی سود و زیان را هله ای ترش چو آلو بشنو بانگ تعالوا که گشادست به دعوت مه جاوید دهان را من از این فاتحه بستم لب خود باقی از او جو که درآکند به گوهر دهن فاتحه خوان را



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us