څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمعها شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمعها چون شکر گفتار آغازد ببینی ذرهها از برای استماعش واگشاده سمعها ناامیدانی که از ایامها بفسردهاند گرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمعها گر نه لطف او بدی بودی ز جانهای غیور مر مرا از ذکر نام شکرینش منعها شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق کز جمال جان او بازیب و فر شد صنعها چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد جان صدیقان گریبان را درید از شنعها تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب یک نظر بادا از او بر ما برای ینعها سایه جسم لطیفش جان ما را جانهاست یا رب آن سایه به ما واده برای طبعها



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us