څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
ناله از باطن برآرد کای خدا آنچ دادی دادم و ماندم گدا ریختم سرمایه بر پاک و پلید ای شه سرمایهده هل من مزید ابر را گوید ببر جای خوشش هم تو خورشیدا به بالا بر کشش راههای مختلف میراندش تا رساند سوی بحر بیحدش خود غرض زین آب جان اولیاست کو غسول تیرگیهای شماست چون شود تیره ز غدر اهل فرش باز گردد سوی پاکی بخش عرش باز آرد زان طرف دامن کشان از طهارات محیط او درسشان از تیمم وا رماند جمله را وز تحری طالبان قبله را ز اختلاط خلق یابد اعتلال آن سفر جوید که ارحنا یا بلال ای بلال خوشنوای خوشصهیل میذنه بر رو بزن طبل رحیل جان سفر رفت و بدن اندر قیام وقت رجعت زین سبب گوید سلام این مثل چون واسطهست اندر کلام واسطه شرطست بهر فهم عام اندر آتش کی رود بیواسطه جز سمندر کو رهید از رابطه واسطهی حمام باید مر ترا تا ز آتش خوش کنی تو طبع را چون نتانی شد در آتش چون خلیل گشت حمامت رسول آبت دلیل سیری از حقست لیک اهل طبع کی رسد بیواسطهی نان در شبع لطف از حقست لیکن اهل تن درنیابد لطف بیپردهی چمن چون نماند واسطهی تن بیحجاب همچو موسی نور مه یابد ز جیب این هنرها آب را هم شاهدست که اندرونش پر ز لطف ایزدست



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us