څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
امروز گزافی ده آن باده نابی را برهم زن و درهم زن این چرخ شتابی را گیرم قدح غیبی از دیده نهان آمد پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را ای عشق طرب پیشه خوش گفت خوش اندیشه بربای نقاب از رخ آن شاه نقابی را تا خیزد ای فرخ زین سو اخ و زان سو اخ برکن هله ای گلرخ سغراق و شرابی را گر زان که نمیخواهی تا جلوه شود گلشن از بهر چه بگشادی دکان گلابی را ما را چو ز سر بردی وین جوی روان کردی در آب فکن زوتر بط زاده آبی را ماییم چو کشت ای جان بررسته در این میدان لب خشک و به جان جویان باران سحابی را هر سوی رسولی نو گوید که نیابی رو لاحول بزن بر سر آن زاغ غرابی را ای فتنه هر روحی کیسه بر هر جوحی دزدیده رباب از کف بوبکر ربابی را امروز چنان خواهم تا مست و خرف سازی این جان محدث را وان عقل خطابی را ای آب حیات ما شو فاش چو حشر ار چه شیر شتر گرگین جانست عرابی را ای جاه و جمالت خوش خامش کن و دم درکش آگاه مکن از ما هر غافل خوابی را



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us