څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





مولانا





				
					
در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا ابروی او گره نشد گر چه که دید صد خطا چشم گشا و رو نگر جرم بیار و خو نگر خوی چو آب جو نگر جمله طراوت و صفا من ز سلام گرم او آب شدم ز شرم او وز سخنان نرم او آب شوند سنگها زهر به پیش او ببر تا کندش به از شکر قهر به پیش او بنه تا کندش همه رضا آب حیات او ببین هیچ مترس از اجل در دو در رضای او هیچ ملرز از قضا سجده کنی به پیش او عزت مسجدت دهد ای که تو خوار گشتهای زیر قدم چو بوریا خواندم امیر عشق را فهم بدین شود تو را چونک تو رهن صورتی صورتتست ره نما از تو دل ار سفر کند با تپش جگر کند بر سر پاست منتظر تا تو بگوییش بیا دل چو کبوتری اگر میبپرد ز بام تو هست خیال بام تو قبله جانش در هوا بام و هوا تویی و بس نیست روی بجز هوس آب حیات جان تویی صورتها همه سقا دور مرو سفر مجو پیش تو است ماه تو نعره مزن که زیر لب میشنود ز تو دعا میشنود دعای تو میدهدت جواب او کای کر من کری بهل گوش تمام برگشا گر نه حدیث او بدی جان تو آه کی زدی آه بزن که آه تو راه کند سوی خدا چرخ زنان بدان خوشم کب به بوستان کشم میوه رسد ز آب جان شوره و سنگ و ریگ را باغ چو زرد و خشک شد تا بخورد ز آب جان شاخ شکسته را بگو آب خور و بیازما شب برود بیا به گه تا شنوی حدیث شه شب همه شب مثال مه تا به سحر مشین ز پا



Last Update: January 11, 2016


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us